به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، سی و ششمین دیدار هفتگی جامعه قرآنی استان تهران با خانواده شهدای قرآنی به دیدار با خانواده شهید علیمحمد محمودی اختصاص یافت.
در این دیدار که جمعی از اصحاب رسانه، رحیم قربانی، رئیس سازمان قرآن و عترت بسیج تهران بزرگ، امیریان، نماینده معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و حسین جعفری، قاری بینالمللی قرآن حضور داشتند. حسین جعفری، قاری بینالمللی قرآن کریم در ابتدای این دیدار آیاتی را از قرآن شخصی شهید محمودی تلاوت کرد.
رحیم قربانی در سخنانی عنوان کرد: از دو سال پیش شناسایی شهدای قرآنی آغاز شده و در این راستا ویژه برنامههایی نیز تدارک دیده شده که از جمله آنها میتوان به برگزاری سه یادواره شهدای قرآنی، تهیه فیلم و مستند، چاپ دو کتاب و نیز دیدارهای هفتگی با خانواده شهدای قرآنی اشاره کرد.
سپس محسن محمودی، برادر شهید در سخنانی با اشاره به اینکه علیمحمد در زمان شهادت 20 ساله بوده است، گفت: علیمحمد سال 1345 به دنیا آمد و28 دی 65 در عملیات کربلای 5 در منطقه شلمچه به شهادت رسید.
محمودی با بیان اینکه برادر شهیدش در دوران نوجوانی از قاریان و نیز اساتید قرآن بوده، افزود: برادرم علاقه زیادی به قرآن داشت. تا سال60 که در شهرستان اراک بودیم و بعد که ساکن ملایر شدیم در جلسات قرآن شرکت کرده و حتی برای حضور در جلسات استادانی چون موسویبلده و مرحوم مولایی به تهران رفت و آمد میکرد. وی فعالیت قرآنی گستردهای داشت و در طول هفته در چندین جلسه هفتگی قرآن از جمله تالار قرآن اراک شرکت دائمی داشت و در حقیقت از خادمین قرآن محسوب میشد.
برادر شهید محمودی تصریح کرد: علیمحمد بسیار بزرگوار و بزرگمنش بود و در اخلاق و کردار سرآمد خوبیها به شمار میرفت. مهربانی، تقوا، دلسوزی و شجاعت در وجود وی موج میزد.
وی ادامه داد: آخرین بار در آذر 65 به جبهه اعزام شد و همراه سپاه محمد رسول الله(ص) در عملیات کربلای 5 شرکت کرد. وی غواص و نیز آرپیجیزن بود. قبل از این اعزام نیز چند مرتبه به جبهه رفته بود و یکبار ترکشی به کتفش اصابت کرده بود، ولی به ما حرفی نزد و مخفیانه به بیمارستان میرفت تا پانسمانش را عوض کند.
شهادتش را درخواب دیده بود
محمودی با اشاره به اینکه از برادر شهیدش یک دفترچه خاطرات و نیز وصیتنامهای باقی مانده است، توضیح داد: دقیقا یک شب قبل از شهادتش در دفترچه خاطرات نوشته بود که چند شب قبل خواب دیده که حامد میبدی از دوستان قدیمش را دیده و شب بعدش نیز خواب دیده که خمپارهای به او اصابت میکند و شهید میشود.وی در دفترچه خاطرات ادامه داده که وقتی خواستم برگردم، حامد میبدی را دیدم و یکی از دو خوابم عینیت یافت و درباره خواب دوم راضیم به رضای خداوند.
برادر شهید محمودی افزود: نحوه شهادت برادرم این گونه بود که داخل کانالی منتظر دستور بود و قرآن تلاوت میکرد که خمپارهای به شکم وی اصابت کرد و به شهادت رسید.
در ادامه خواهر شهید محمودی در سخنانی به مهربانی بیش از اندازه برادرش اشاره کرد و گفت: خیلی به قرآن علاقه داشت. همیشه ما را به نماز اول وقت و نیز احترام به پدر و مادر سفارش میکرد و واقعاً گلی بود که خدا گلچینش کرد.
بخشی از وصیتنامه شهید
«روی به جبهه نهادم چون خود را مکلف دانستم و حسین زمانم به من فرمان داده است ...؛ افتخار میکنم توفیق پیدا کردهام در جبهه در جوار رزمندگان اسلام باشم و هدفم فتح کربلای حسینی است؛ یا زیارت یا شهادت. از خدا میخواهم اگر لیاقت داشتم این آرزو را نصیبم کند.»
منبع:ایکنا